در حالی که خسارت آتش‌سوزی بازار رشت هزاران میلیارد تومان برآورد می‌شود، بیمه پرداخت را به دلیل «وقوع در آشوب» رد کرده و بازاریان میان بدهی، بیکاری و وعده‌های بی‌سرانجام مسئولان معلق مانده‌اند؛ این مسائل کم بود که حالا سایه عده‌ای سواستفاده‌گر نیز بر سر زمین سوخته مردم آمده.

تکتم نیوز/۲۵ میلیارد مغازه، ۳۰ میلیارد جنس در هر یک از صدها غرفه‌ی بازار رشت دود شدند و به هوا رفتند؛ روی هم رفته ۳ هزار میلیارد تومان خسارت برای مردم تخمین زده شده؛ اما گویا قرار نیست کسی جبران خسارت کند چون «در آشوب این اتفاق افتاده»!

بیمه می‌گوید آتش‌سوزی بازار رشت با آشوب تخریب شده و خسارت پرداخت نمی‌کند. بنابراین جبار کوچکی نژاد، نماینده رشت، با پرونده‌ای که زیر بغل داشت یکشنبه پشت میکروفون مجلس رفت تا بگوید: «مردم و بازاریان سرگردان هستند و کسی به داد این عزیزان نمی رسد لذا انتظار داریم که ریاست مجلس تذکری بدهند که بیمه نسبت به این تخریب بزرگ اقدامات لازم را صورت دهد.»

در پاسخ رئیس مجلس، وعده داد: «حتما این موارد را پیگیری خواهم کرد.» چه وعده آشنایی است این گفته برای هر ایرانی تا جایی که وقتی به گوش مردم می‌رسد آنان می‌گویند: «حرف بسیار است، کی عمل می‌کنند؟ آن هم در آستانه عید!»
ستون فقرات رشت شکست

ستون فقرات ارتباطات شهری در رشت پس از ۱۸ دی شکست؛ وقتی بازار در آتش سوخت و خاکستر شد. حالا بدهی، چک و سفته‌ی بیش از ۹۰ تا ۹۵ درصد کسبه در یک سو و در سویی دیگر غمبادی مشاهده می‌شود که در هر حرکت از مردم رشت جاری است. اما چرا؟ چرا انگار تمام سرخوشی رشتی‌ها به این بازار گره خورده بود؟ آیا موضوع تنها خسارت مالی‌ای است که بخش قابل توجهی از بازاریان متحمل شده‌اند؟

مریم ۳۰ ساله که محل کارش در نزدیکی بازار بوده به خبرنگار فرارو می‌گوید: «یک نمه باران که می‌زد بوی سبزی تازه محیط را پر می‌کرد. امروز هم بارانی است اما عطر خاکستر بازار به مشام می‌رسد. شما بودید چه حسی داشتید؟» برای دقیق‌تر شدن در این احساس باید به تاریخ معماری شهری ایران نگاهی انداخت. واژه بازار به معنای محل خرید و فروش کالا است. در زبان پهلوی، این کلمه به صورت واچار آمده و معنای محل اجتماع داشته است.

در بافت شهری، بازار نقش خیابان اصلی را برعهده داشت و از نظر کالبدی، به عنوان ستون فقرات ارتباطات شهری شناخته می‌شد. گذرهای مهم شهر از بازار منشعب می‌شدند و تا دل محله‌ها ادامه پیدا می‌کردند، به طوری که بازار نه تنها مرکز خرید و فروش، بلکه قلب تپنده زندگی شهری بود.

این مفهوم تا امروز با زندگی مردم در شهرهای ایران همراه بوده. هنوز محله‌ای که در آن بازار یا حتی ما‌ل‌های غول‌آسای مدرن حضور دارند، جنب و جوش بیشتری دیده می‌شود؛ شاید این یکی از اصلی‌ترین دلایلی باشد در توصیف حال و روز مردم رشت.

بازار رشت هم بازاری به قدمت ۲۵۰ سال است. سال ۱۳۳۰ هجری قمری هم دچار حریق شد که به از بین رفتن هزار دکان و ده کارونسرا منجر گشت اما باز از خاکستر خود بلند شد و رونق گرفت. این بازار، مانند دیگر بازارهای قدیم ایران، مرکزی برای تجارت و ارتباط شهری بود، اما برخلاف بازارهای اصفهان یا تهران، سقف‌های طاقی یا گنبدی نداشته و کاملا سرپوشیده نیست؛ به جای آن، سایبان‌هایی از هر طرف به مغازه‌ها متصل بود تا پیاده‌روها در برابر باد و باران محافظت شوند.

این بازار شامل معابر موازی است که با کوچه‌های عمودی به هم متصل می‌شوند و هر راسته معمولا مخصوص یک صنف خاص بوده است، مانند مسگران، زرگران، بلورفروشان و میخ‌فروشان. بازار رشت در گذشته مرکزی مهم برای تجارت بین‌المللی بود و کاروان‌هایی از هندو، بخارا و ترکیه برای خرید ابریشم به این شهر می‌آمدند.
۲ سال بیکاری

حالا حق شناس، استاندار گیلان، می‌گوید: «آتش سوزی در هفت نقطه از بازار شامل سرای ملک، قیصریه فخر، بازار کتابفروشان، طاقی بزرگ و کوچک، راسته میخ فروشان و مغازه‌های محدوده خیابان شریعتی، خسارات سنگینی برجای گذاشت.» از این روست که گفته می‌شود برای بازسازی آن نیاز به ۲ سال زمان است؛ این یعنی ۲ سال بی‌کاری برای هزاران شهروند رشتی.